نشست اخیر بنیاد ملی بازیهای ویدیویی با فعالان رسانهای حوزه گیم، یک اتفاق جذاب و خاطرهانگیز را به همراه داشت. قابی به یادگار برای فعالان رسانهای که دیدنش لبخند بر لبانشان نشاند. اما این قاب چه بود؟
به گزارش روابط عمومی بنیاد ملی بازیهای ویدیویی، همه چیز با یک پیام ساده آغاز شد؛ روزی به همکاران رسانهای بنیاد پیام دادیم و از آنها خواستیم یک عکس از خودشان به همراه نام شخصیت گیمی محبوبشان را برای ما ارسال کنند.
تقریباً بدون استثنا، اولین پرسش همه این بود: «چرا؟!»
قرار بود این تصاویر بخشی از یک هدیه خاص و منحصر به فرد باشند؛ هدیهای برای قدردانی از خبرنگارانی که در طول سال، اخبار و رویدادهای صنعت بازی را دنبال کرده و روایتگر اتفاقات این عرصه هستند.
اما ایده اصلی چه بود؟
قصد داشتیم تصویر هر خبرنگار را در کنار شخصیت گیمی مورد علاقهاش قرار دهیم و با بهرهگیری از هوش مصنوعی، یک تصویر اختصاصی خلق کنیم؛ تصویری که در نهایت چاپ شده و درون یک قاب قرار میگرفت.
در نگاه اول، ایده ساده به نظر میرسید؛ یک عکس، یک شخصیت و یک دنیای گیمی. اما زمانی که کار را شروع کردیم، متوجه شدیم فاصله بین «ایده جذاب» و «خروجی دقیق» کمی بیشتر از آن چیزی است که تصور میکردیم!
یکی از مهمترین چالشها، حفظ هویت خود خبرنگاران بود. قرار نبود هوش مصنوعی چهره افراد را بازطراحی یا شبیهسازی کند؛ بلکه همان فردی که در عکس اصلی حضور داشت، با همان ویژگیهای چهره، فرم صورت، رنگ پوست، حالت مو و جزئیات ظاهری، باید در تصویر نهایی دیده میشد.
از سوی دیگر، شخصیتهای بازی نیز باید تا حد امکان با ظاهر و ویژگیهای شناختهشده خودشان باقی میماندند و در عین حال، هر دو شخصیت در یک قاب طبیعی و باورپذیر جای میگرفتند.
اینجا بود که مرحله آزمون و خطا آغاز شد.
برای هر تصویر، بارها دستورات را تغییر دادیم، جزئیات را دقیقتر کردیم و خروجیها را مجدداً بررسی کردیم. گاهی هوش مصنوعی برداشت متفاوتی از دستور ما داشت؛ یک بار چهره تغییر میکرد، یک بار تناسب قد و ابعاد شخصیتها به هم میریخت، گاهی لباس یا فضای محیط دقیقاً آن چیزی نبود که میخواستیم و برخی اوقات نیز نتیجه آنقدر عجیب بود که بیشتر از ناراحتی، باعث خنده میشد!
حتی برای برخی از شخصیتها، چالشهای جداگانهای داشتیم. به عنوان مثال، هوش مصنوعی در بعضی مراحل با انتخاب «ماریو» کنار نمیآمد و همین باعث شد برخی از دوستان یک شخصیت جایگزین نیز معرفی کنند.
در انتخاب شخصیتها نیز آمیرزا جواب اتفاق جالبی افتاد. در میان آقایان، «کریتوس» با اختلاف یکی از محبوبترین انتخابها بود و در میان خانمها، «ماریو» بیش از هر شخصیت دیگری انتخاب شد.
البته تقریباً تمام انتخابها از میان شخصیتهای شناختهشده خارجی بود؛ از کریتوس و ماریو گرفته تا دیگر قهرمانهای محبوب دنیای بازی. اما سه انتخاب متفاوت نیز داشتیم: دو نفر «آمیرزا» را انتخاب کردند و یک نفر به سراغ «شبگرد» رفت.
یعنی در میان این همه قهرمان بینالمللی، سه شخصیت ایرانی نیز جایی برای خودشان در این قابها پیدا کردند.
و البته این پروژه تنها با چالشهای فنی هوش مصنوعی روبرو نبود. در روزهایی که مشغول آمادهسازی تصاویر بودیم، قطعی برق و ساعتهای خاموشی نیز چند بار برنامه کار را به هم ریخت و باعث شد بخشی از روند طراحی و آمادهسازی به تأخیر بیفتد. برخی مراحل نیاز به سیستم و زمان پردازش داشت و همین وقفههای اجباری، کار را طولانیتر میکرد.
اما قرار نبود این اتفاقات پروژه را متوقف کند.
با هر سختی که بود، دوباره به کار برگشتیم؛ خروجیها را بررسی کردیم، اصلاح کردیم، دوباره ساختیم و مجدداً اصلاح کردیم تا در نهایت به تصاویری برسیم که بتوانند از صفحه نمایش خارج شده و روی کاغذ، در ابعاد یک هدیه واقعی، قرار بگیرند.
چند روز آزمون و خطا، اصلاح و بازطراحی و البته کلی خنده گذشت تا بالاخره تصاویر نهایی آماده شدند.
سپس، مرحله بعدی آغاز شد؛ چاپ، آمادهسازی و قرار گرفتن تصاویر در قاب.
شاید در نگاه اول، چیزی که در نهایت به دست خبرنگاران رسید تنها یک تصویر درون یک قاب باشد؛ اما پشت هر کدام از این قابها، یک چهره، یک اسم، یک شخصیت گیمی محبوب و چند روز تلاش برای ساختن چیزی متفاوت وجود دارد.
این قابها قرار نبود فقط یک هدیه باشند؛ قرار بود یادگاری کوچکی باشند از همراهی خبرنگاران و فعالان رسانهای حوزه بازی با بنیاد ملی بازیهای رایانهای؛ یادگاری از یک همکاری که امیدواریم ادامه یابد.
و شاید جذابترین بخش ماجرا همین باشد؛ اینکه برای ساختن هر قاب، یک داستان جداگانه داشتیم.
یک نفر کنار کریتوس ایستاد، یک نفر کنار ماریو، یک نفر به سراغ آمیرزا رفت و دیگری شبگرد را انتخاب کرد.
اما در نهایت، همه این قابها یک پیام مشترک داشتند:
برای روایتگران دنیای بازی، یک یادگاری از دنیایی که خودشان سالها روایتش کردهاند.